2012/01/07

مستانه ها

آسمان معکوس می بارد


نه ...
من ابری می شوم و اسمان می بارد
نه ...
من در هم می شوم و زمین خیس می شود ...

دوچرخه های عالم بی خیال
بی صاحب و بی اختیار
پدال می زنند در این برهه از یاس های فلسفی .

************************************
تصور کن ...

قایقی بی پارو
فرسوده
بی بادبان
بی انسان
در دریای بی موج
بی باد
بی مرغ دریایی
بی دلفین
بی ستاره قطبی
معلق و مشوش
...

مرا تصور کن .

***********************************

آرام بخند
به حال و روز من
آرام
بی خیال و بیعار
در آرامترین عصرانه هایت
بخند ....

***********************************

دیگر
هیچ شرابی
آنقدر ها بی شرم نیست
تا بیفکندم از هوش
 جدایم کند از تو
تا آواره ام کند در شب
تا مغشوشم کند درخواب

 دیگری را نوازش می کنم و تو را تصور....


*************************************





پ..ن

مستانه اند ... جدی نگیرید

0 نظرات: